پایاپایا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

تنها دلیل بودنم

اولین پست 91

1391/1/16 14:47
نویسنده : پگاه
434 بازدید
اشتراک گذاری

خوب تعطیلات هم تموم شدو ما برگشتیم سر کار و زندگی.تعطیلات هم خوب بود و به ما با بودن پسری خیلی بیشتر خوش گذشت و خاطره انگیز شد.روز 28 اسفند ساعت تقریبا 5 بعد از ظهر ما به اتفاق عمه سپیده و عمو آرمان راهی شدیم به سمت شمال و شهر و دیار مهدی جون . جاده خیلی شلوغ بود و خیلی توی ترافیک موندیم ولی پسرم مثل همیشه آقا بود و با متانت تحمل کرد و اصلا به روی خودش نیاورد.ساعت 12 شب رسیدیم و فقط خوابیدیم فرداش هم به دیدار گذشت و ساعت 12 شب تازه یادمون افتاد که باید هفت سین بچینیم خلاصه تندو تند یه هفت سین چیدیم و خوابیدیم .صبح راس ساعت 40/8 دقیقه من بیدار شدم و و اولین چیزی که شنیدم آغاز سال 1391 بود مهدی جون و پایا رو بیدار کردم عیدرو بهم تبریک گفتیم و دوباره خوابیدم. بقیه روزها هم یا عید دیدنی رفتیم یا مهمون اومد پسرم حتی دریا رو از نزدیک ندید.روز چهارم برگشتیم خونه و فرداش عین آدمهای خجسته با مامان اینا رفتیم سمت خرم آباد .اونجا هم خیلی خوش گذشت و خیلی تفریح کردیم.روز دهم هم دیگه برگشتیم خونه و مهدی جون پشت سر هم رفت شیفت و من وپایا خونه موندیم و استراحت کردیم.راستی روز هفتم فروردین ساعت 9 شب متوجه حضور دو تا مروارید کوچولو توی دهن پسرم شدم و اینجوری شد که پسر ماهم دندون دار شد باباش هم اونشب تا ساعت 12 شب همه شهرو گشت و برای همه بستنی خرید به مناسبت دندون دار شدن پسری. امروز هم مامان گلم یه آش دندونی خیلی خوشمزه درست کرد و مهدی جون آوردش اداره و همکارای منهم از آش دندونی پایا خوردن. خوشبختانه پایا با دندونش نه اذیت شد و نه اذیت کرد خدارو شکر که این دو تا راحت دراومد ان شااله که بقیه اش هم راحت دربیاد.

پسر عزیز ما مثل همیشه آقا و خوش اخلاقه و همه دوروبریها حسابی عاشقش هستن. اینروزها در تلاش برای بلند شدنه و دستشو به همه جا میگیره و خودش رو بلند میکنه .من و باباش هم هرروز خدارو به خاطر داشتنش شکر میکنیم و ازش میخوایم که در پناه خودش سالم و سلامت نگهش داره.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

سمیرا مامان آنیتا
16 فروردین 91 14:55
به به می بینم که روز تولد دختر ما ، پایا جونم هم دندون در آورد .. چه روز نایسی
پگاه جونم حالا که برگشتین باید قول بدی زودتر آپ کنی ها .. ما که هلاک شدیم از دوری پایا
قند عسل دندون دار رو ببوس


وای چه همزمانی قشنگی .مرسی عزیزم
مهسا مامان مرسانا
16 فروردین 91 20:36
عزیزم سلام.سال نو مبارک...همیشه به گردش ومسافرت...خوشحالم که بهتون خوش گذشته.....به به مروارید های گل پسری مبارک.....پیش ما هم بیا خوشحال میشیم _@@@@@___ _________ســلام___@@@@@___ _________________@@@@@___ _@@@@@@@@@@@@@@@_ _@@@@@@@@@@@@@@@_ ___________________________ ______@@@@@@@@@_______ __@@@@@_______@@@@@___ _@@@@@_________@@@@@__ _@@@@@___آپــــــم__@@@@@__ _@@@@@_________@@@@@__ __@@@@@_______@@@@@___ ______@@@@@@@@@_______ ___________________________ __@@@@___________@@@@_ ___@@@@_________@@@@__ ____@@@@__جــیگر_@@@@___ _____@@@@_____@@@@____ ______@@@@___@@@@_____ _______ @@@@@@@@______ ________@@@@@@@_______ __________________________ ______@@@@@@@@@______ ______@@@@@@@@@______ ________دیـــــر__@@@@______ ______________@@@@______ ______@@@@@@@@@______ ______@@@@@@@@@______ ______نـکنی____@@@@ _____ ______________@@@@ _____ ______@@@@@@@@@______ ______@@@@@@@@@______***
مامان سهند
21 فروردین 91 20:02
همیشه خوش باشید و خرم گرم باشید و شاد


ممنونم عزیزم
مهسا مامان مرسانا
22 فروردین 91 10:14
نسترن(مامان نیروانا)
23 فروردین 91 23:54
ه به خاله جون...قربونت برم که سال جدید کلی پیشرفت کردی و حسابی بهت خوش گذشته و مهم تر از همه در اومدن مرواریدای خوشگلت...انشاا...همیشه کباب زیر دندونات باشه عزیزم با اون عکسای خوشگلت


مرسی خاله خوبم
سارا مامان ژوان
12 دی 91 13:08
قربونه قیافت برم با اون لبخندت لباس پوشیدنت منو کشته کوچک مرد من


به نظرت ژوان جون میپسنده خاله؟